تبلیغات |
عاشورا را زنده نگه داریم |
||
|
|
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 9 خرداد 1390 توسط mojtaba noorozi
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 26 اسفند 1388 توسط mojtaba noorozi
یا حسین
آن کیست اندر هر بلا ، با تو وفاداری کند با قلب و شعر و دست خود از تو طرفداری کند آن کیست کز بهر خدا، پیش تو از خود بگذرد با امر تو سقا شود ، یا که علمداری کند آن کیست ماه هاشمی حب و حیایش دائمی تا بود خصم جرات نداشت ، تا فکرِ آزاری کند آن کیست مولایش تویی، چون بنده آقایش تویی پیش از تو و طفلان تو ، از آب، دست عاری کند آن کیست که بی چشم و دست، با آن عمود بر فرق سر در فکر این است تا چه شکل حالا تو را یاری کند آن کیست جز عباس تو ، در قلب پر احساس تو داغش کمر را خم کند ، اشک تو را جاری کند
شد لشکر غم بی عدد، یارب فقط از تو مدد در این غم افزون ز حد، جز تو که غمخواری کند
شعر در وصف عاشق یکه تاز امام حسین علیه السلام عشق بازی کار هر مشتاق نیست این شکار، دام هر صیاد نیست عاشقی را قابلیت لازم است طالب حق را حقیقت لازم است عشق ، از معشوق اول سر زند تا به عاشق ، جلوه دیگر کند تا به حدی که برد هستی از او سر زند صد شورش و مستی از او شاهد این مدعی خواهی اگر بر حسین و حالت او کن نظر **** روز عاشورا در آن میدان عشق کرد رو را جانب سلطان عشق بارالها این سرم این پیکرم این علمدار رشید، این اکبرم این سکینه، این رقیه، این رباب این عروس دست وپا خون در خضاب این من و این ساربان، این شمر دون این تن عریان میان خاک و خون این من و این ذکر یارب یاربم این من و این ناله های زینبم ******* پس خطاب آمد زحق کی شاه عشق ای حسین یکه تاز راه عشق گر تو بر من عاشقی ای محترم پرده برکش من به تو عاشقترم غم مخور که من خریدار توام مشتری بر جنس بازار توام هر چه بودت داده ای در راه ما مرحبا صد مرحبا خودهم بیا خود بیا که می کشم من ناز تو عرش و فرشم جمله پا انداز تو لیک خود تنها در بزم یار خود بیا و اصغرت را هم بیار خوش بود در بزم یاران بلبلی خاصه در منقار اوبرگ گلی خود تو بلبل ، گل؛ علی اصغرت زودتر بشتاب سوی داورت ادامه مطلب نوشته شده در تاریخ دوشنبه 10 اسفند 1388 توسط mojtaba noorozi
حضرت امام حسین (علیه السلام)فرموده اند: لا یَكْمِلُ الْعَقْلُ إلاّ بِاتّباعِ الْحَقِّ. بینش و عقل و درك انسان تكمیل نمى گردد مگر آن كه از حق، تبعیّت و پیروى كند. (نهج الشّهادة: ص 356، بحارالأنوار: ج 75، ص 127، ح 11. ) تعداد دیگری از احادیث ناب امام حسین علیه السلام را در این لینک بخوانید: احاد یث امام حسین علیه السلام به امید عمل کردن با بصیرت به دانسته ها التماس دعای فرج به امید ظهور
امام حسین علیه السلام فرموده اند: حوایج الناس الیكم من نعم الله علیكم فلا تملوا النعم فتحور نقما
كشف الغمه 2/208.
امام حسین علیه السلام فرموده اند: حوایج الناس الیكم من نعم الله علیكم فلا تملوا النعم فتحور نقما
كشف الغمه 2/208.
امام حسین علیه السلام فرموده اند: ان اجود الناس من اعطى من لا یرجوه
كشف الغمه 2/205.
امام حسین علیه السلام فرموده اند: من طلب رضى الناس بسخط الله و كله الله الى الناس
بحار الانوار 71/208 و اختصاص شیخ مفید /225.
امام حسین علیه السلام فرموده اند: من اءحسن ، اءحسن الله الیه و الله یحب المحسنین .
كشف الغمه 2/205 و بحار الانوار 78/121.
امام حسین علیه السلام فرموده اند: من اءحبنا لم یحبنا لقرابة بیننا و بینه و لا لمعروف اسدیناه الیه ؛ انما احبنا لله و رسوله ، جاء معنا یوم القیامة كهاتین .
بحار الانوار 27/127 و اعلام الدین /460. ادامه مطلب نوشته شده در تاریخ دوشنبه 10 اسفند 1388 توسط mojtaba noorozi
قالَ رَسُولُ اللّهِ صلّى اللّه علیه و آله :
اِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَیْنِ علیه السّلام حَرارَةً فى قُلُوبِ الْمُؤ منینَ لا تَبْرَدُ اَبَداً.
پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله و سلم فرمودند: الحسن و الحسین امامان قاما او قعدا . حسن و حسین در همه احوال امام و پیشوایند؛ چه بایستند و چه بنشینند. بحار الانوار 43/291 و 44/2.
پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله و سلم فرمودند: ان الحسین باب من اءبواب الجنة
احقاق الحق 9/202.
پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله و سلم فرمودند: من عائده ، حرم الله علیه رایحة الجنة
بحار الانوار 35/405 و احقاق الحق 9/202
پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله و سلم فرمودند: ان الحسین بن على فى السماء اكبر منه فى الارض
عیون اخبار الرضا 1/60 و بحار الانوار 36/204.
پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله و سلم فرمودند: ان الحسن و الحسین هما ریحانتاى من الدنیا من احبنى فلیحبهما.
سنن ترمذى 5/615 و الفصول المهمه 171 و بحار الانوار 37/74
پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله و سلم فرمودند: حسین منى و اءنا من حسین احب الله من احب حسینا حسین سبط من الاسباط .
ذخائر العقبى /124 و سنن ترمذى 2/307 و كنزالعمال 6/221 و 7/107 الفصول المهمة /171 و فضائل الخمسة 3/264 - 262. ادامه مطلب نوشته شده در تاریخ دوشنبه 10 اسفند 1388 توسط mojtaba noorozi
در مقام تبلیغ و واقع ، حركت امام حسین(ع) براى اقامهى حق و عدل بود: «انّما خرجت لطلبالاصلاح فى امّة جدّى ارید ان امر بالمعروف وانهى عنالمنكر ...». در زیارت اربعین كه یكى از بهترین زیارات است، مىخوانیم: «و منحالنّصح و بذل مهجته فیك لیستنقذ عبادك منالجهالة و حیرةالضّلاله». آن حضرت در بین راه، حدیث معروفى را كه از پیامبر(ص) نقل كردهاند، بیان مىفرمایند: «ایهاالنّاس انّ رسولاللَّه صلّىاللَّه علیه و اله و سلّم قال: من رأى سلطانا جائرا مستحلّا لحرماللَّه ناكثا لعهداللَّه مخالفا لسنة رسولاللَّه صلّىاللَّه علیه و اله و سلم یعمل فى عباداللَّه بالاثم والعدوان فلم یغیّر علیه بفعل و لاقول كان حقّا علىاللَّه ان یدخله مدخله». آنچه كه نهضت ما را جهت مىداد و امروز هم باید بدهد، دقیقاً همان چیزى است كه حسینبن على(علیهالسّلام) در راه آن قیام كرد. ما امروز، براى شهداى خود كه در جبهههاى گوناگون و در راه این نظام و حفظ آن، به شهادت مىرسند، با معرفت عزادارى مىكنیم. آن شهید و جوانى كه یا در جنگ تحمیلى و یا در برخورد با انواع و اقسام دشمنان و منافقان و كفار به شهادت رسیده، هیچ شبههیى براى مردم ما وجود ندارد كه این شهید، شهید راه همین نظام است و براى نگهداشتن و محكم كردن ستونهاى همین نظام و انقلاب، به شهادت رسیده است؛ در حالى كه وضع شهداى امروز، با شهداى كربلا كه در تنهایى و غربت كامل قیام كردند و هیچكس آنها را به پیمودن این راه تشویق نكرد، بلكه همهى مردم و بزرگان وجوه اسلام، آنها را منع مىكردند، متفاوت است. در عین حال، ایمان و عشقشان آنچنان لبریز بود كه رفتند و غریبانه و مظلومانه و تنها به شهادت رسیدند. وضع شهداى كربلا، با شهدایى كه تمام دستگاههاى تبلیغى و مشوقهاى جامعه به آنها مىگوید بروید و آنها هم مىروند و به شهادت مىرسند، فرق دارد. البته این شهید، شهید والامقامى است؛ اما او چیز دیگرى است. از همهى برادران و خواهران تشكر مىكنم و به همهى شما، مخصوصاً به خانوادههاى معظم شهدا و جوانان و نوجوانانى كه یادگار عزیزترین و فداكارترین عناصر جامعه و كشور ما هستند، و همچنین به جانبازان عزیز و خانوادههاى آنها و به همهى قشرهایى كه در قبال مسایل كشور و انقلاب احساس مسؤولیت مىكنند، خوشآمد مىگویم.
سخنرانى در دیدار با جمعی از ایثارگران ، فرهنگیان و ورزشكاران 21/6/1369
من در بین فرمایشهاى حضرت ابىعبداللَّه الحسین علیهالصّلاةوالسّلام - كه هر كدام نكتهاى دارد و من به شما عزیزان عرض مىكنم كه به منظور بیان گفتارهاى گویا و روشنگر براى مردم، از كلمات این بزرگوار باید حدّاكثر استفاده بشود - این جمله را مناسب مجلس خودمان مىبینم كه بنابرآنچه كه از آن بزرگوار نقل كردهاند، آن حضرت فرمود: «اللّهم انّك تعلم انّ الّذى كان منا لم یكن منافسة فى سلطان ولاالتماس شىء من فضول الحطام»؛ پروردگارا! این حركتى كه ما كردیم، این قیامى كه ما كردیم، این تصمیمى كه بر این اقدام گرفتیم، تو مىدانى كه براى قدرت طلبى نبود. قدرتطلبى براى یك انسان نمىتواند هدف واقع شود. نخواستیم زمام قدرت را در دست گیریم. براى منال دنیوى هم نبود كه چرب و شیرین زندگى را به كام خودمان برسانیم و شكمى از عزا درآوریم؛ مال و ذخیرهاى درست كنیم و ثروتى به هم بزنیم. براى اینها نبود. پس براى چه بود؟ایشان چند جمله فرموده است كه خط و جهت ما را ترسیم مىكند. در همه ادوار تبلیغ اسلام، اینها جهت است. «ولكن لنرى المعالم من دینك»؛ پرچمهاى دین را براى مردم برافراشته كنیم و شاخصها را به چشم آنها بیاوریم. ادامه دارد.............. ادامه مطلب نوشته شده در تاریخ دوشنبه 10 اسفند 1388 توسط mojtaba noorozi
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 10 اسفند 1388 توسط mojtaba noorozi
ریشه های عبرت انگیز حادثه عاشورا عوام و خواص در حادثه عاشورا : ( قسمت دوم ) ب) خواص اهل باطل : سردمداران باطل نیز در طول تاریخ همواره هوادارانی از جان گذشته داشته اند که با تمام وجود از رهبران خود پیروی کرده و سرنوشت خویش را به سرنوشت آنان گره زده اند . خواص پیرو بنی امیه نیز چنین بوده اند و دین و دنیای خویش را در پای مطامع شیطانی حزب شیطان قربانی کرده اند تا جایی که به تعبیر امیرمومنان ع پیروی آنان از بنی امیه ، بسی استوارتر از پیروی شیعیان از پیشوایان معصوم بوده است . از این حقیقت تلخ در نهج البلاغه نیز سخن رفته است : بخدا سوگند ! دل را می میراند و حزن آور است که این گروه [ پیرو بنی امیه ] بر راه باطل خویش را استوارند و شما بر حق خویش دچار سستی و تفرقه اید . (۱) امام ع در جایی دیگر ، حمایت بی دریغ خواص اهل باطل را با طرفداران ظاهری اهل حق مقایسه می کند و جدیت آنان را ده برابر می شمارد . و می فرماید : بخدا سوگند دوست دارم معاویه در باره شما با من ، معامله دینار به درهم انجام دهد ؛ یعنی ده نفر از شما را می گرفت و یکی از هواداران خود را بمن می داد ! (۲) علی بن ابی حمزه می گوید : دوستی داشتم که در دستگاه دولت بنی امیه کار می کرد . از من خواست که از امام صادق ع رخصت گیرم تا خدمت آن حضرت برسد . من نیز چنین کردم . چون خدمت امام ع رسید ، گفت : من در ادارات دولتی بنی امیه کار میکنم و مالی فراوان بدست آورده ام تکلیف من چیست ؟ امام فرمود : اگر بنی امیه کسانی چون شما را نمی یافتند تا برایشان کار کند و بجنگد و سیاهی لشکر شوند ، هر گز حق ما را غصب نمی کردند و اگر مردم بنی امیه را رها می کردند و بدانان مدد نمی رسانیدند هرگز به چنین جایگاهی نمی رسیدند . (۳) از این حدیث شریف می توان دریافت که سهم اصلی جنایات بی شمار حزب شیطان اموی را خواص اهل باطل بر عهده داشته اند و آنان با حمایت های بی دریغ و همه جانبه خود ، سردمداران کفر و نفاق را در کسب قدرت و انجام جنایت یاری می کرده اند تا خود از سفره های رنگینی که از پایمال شدن حق خدا و مردم در کاخ های ستم گسترده می شود ، بهره ای گیرند . نشانه های خواص اهل باطل : برخی از این نشانه ها عبارتند از : ۱) حق ستیزی : ماهیت خواص اهل باطل بر // حق ستیزی // پی ریزی شده و هر گامی که بر می دارند و هر نفسی که می کشند ، در مسیر تضعیف حق و تقویت باطل است . قران کریم می فرماید : // و یجادل الذین کفروا بالباطل لیدحضوا به الحق // ( کهف : ۵۶ ) کافران همواره با یاوه مجادله می کنند تا بدان وسیله ، حق را از میان ببرند . خواص بنی امیه ، همانند رهبرانشان ، به نیکی می دانستند که در نزاع میان آنان و اهل بیت پیامبر ص ، حق با طرف مقابل است و امویان در پی ریاست طلبی و دنیا پرستی در برابر رهبران راستین امت اسلامی ایستاده اند . با این حال ، از روی آگاهی در جنگ حق و باطل ، بسوی باطل گراییدند . وقتی معاویه ، عمرو عاص را به همکاری خویش و جنگ با امام علی ع خواند ، عمرو عاص گفت : ای معاویه بخدا سوگند تو با علی برابری نمی کنی و تو از ویژگی های او بی بهره ای . علی سابقه نیک در اسلام دارد ، مدتی بسیار صحابی پیامبر بوده ودر راه خدا بسیار جهاد کرده است . وانگهی ، او دارای فقه و دانشی است که تو از آن برخوردار نیستی . با این همه ، عمرو عاص برای مبارزه با جبهه حق ، به معاویه گرایید و معاویه نیز به او وعده داد که حکومت مصر را به او تقدیم کند . (۴)
ادامه مطلب نوشته شده در تاریخ دوشنبه 10 اسفند 1388 توسط mojtaba noorozi
آیا تاكنون انسانی را دیدهاید كه با نام خدا قیام كند و به حركت در آید، بمیرد، دیدیدچگونه مقصد خود را كه هدف خویش را نام او، بر گزیند؟
مقصد او تا آنجا فرازست كه همه چیز زندگی را فرود میبیند و هدف چنان برتر،جز ملكوت اعلی را مد نظر ندارد، گهوارهاش آسمان های برین است و جای هیچ شگفتینیست كه به سویش پركشد. خواستار پیوستن بدان سامان بود، زیرا عشق بازگشت بهاصل خویش و بازجستن روزگار وصل خویش در وجودش است. هر كسی كو دور ماند از اصلخویش باز جوید روزگار وصل خویش راه خود را از میان سنگ ها و خارها به پیش میگیرد، خشنود و خوشدل پیشمیرود و با آرامش و اطمینان دراین ره گام بر میدارد. با آرمان برین خود رازها بیانمیدارد. آیا فراسوی الله خواستی و جز به سوی الله بازگشتی، و پس از الله و برتر از اوحقیقتی هم هست؟ اگر ما حسین را برفراز همة بزرگان جای دهیم، نه تنها بزرگی را در وجود او بیشتربه شمار آوردهایم، بلكه بزرگی را بر چكاد عظمت، مشاهده كردهایم كه در برابرش بزرگانكوچك ند، و شخصیتی را نشان دادهایم كه از همة شخصیتها برتر است، و ابر مردیستدر میان همة مردان. شخصی كه چون از هر سوی كوه وجودش فراز شوی به ستیغ بزرگی رسی، تا آن جاكه او را مركز برخورد بزرگواریها با یكدیگر و مجمع یكتایی ها مییابی. زیرا بیگمان هركس در سرچشمه عظمت پیامبر(ص) و مردانگی علی و فضیلت فاطمه فراجوشید، نمونةبی همتای عظمت انسان خواهد شد و از آیات و بینات به شمار خواهد رفت. یاداو، یاد یكشخص نیست. یاد انسانیت جاویدان است و تاریخ او، سرگذشت یك قهرمان نیست،تاریخ یك قهرمانی بی همتا است. پس حسین(ع) یك شخص است اما آیت اشخاص،یك بزرگ است اما حقیقت بزرگی. بنابراین شایسته آن است كه همچون سرچشمه الهام كه با نیرو میجوشدوپرتوافكن است وبا تابش انوار خود همه نسلها را روشنایی میبخشد پیوسته از آسمانوجودش نور گیریم، چه این پرتوافكنی همیشگی است. اگر كسی نیك بیندیشد بزرگترین ژرفا، وفداكاری، و بزرگترین نمونهها را دروجود او مییابد تا آن جا كه گویی دست خدا بر صفحه ابدیت با مركب خونرنگ چنیننگاشته است. اخلاص واژهای است كه معنای آن در سختترین مرگ نشان داده میشود. كسمیخواهد مخلص باشد باید خود را آماده برای ناملایمات چنین مرگی كند. بررسی ویژگیهای شخصیت امام حسین(ع) به حق میتوان گفت كه درك ابعاد شخصیتی امام حسین كاری بس مشكل ودشوار است، آن هم با شرایط پیچیدهای كه دارد. شرایطی كه بازتابهای چندی ازروشنایی بر آن افتاده، لیكن در زیر آن موجی است خروشان كه محیط اسلامی آن روزگاررا شكل میداد و آن جریان از روزی پدیدار شد كه موضوع حكومت در میان عصبیتقبیلگی و طرز تفكر دینی در نوسان بود ، سپس به رنگهای گوناگون درآمد و هر روز بهشكل نو نمایان گردید. و سرانجام به صورت یك عقیده و دین به پایان رسید. بررسیویژگی های شخصیت حسین(ع) پژوهش درباره انسانی به شمار نمیرود كه دارایعناصری ناگسستنی از یكدیگر است و بتوان دربارهاش حكم كرد و بلكه بررسی عناصرتاریخ اسلامی است. ما دراین نوشتار برآنیم تا به بررسی گوشهای از ویژگیهای شخصیتی آن ابرمردتاریخ اشاره داشته باشیم، اگر چه قلم قاصر و زبان الكن از بیان شخصیت عظیم آنبزرگوار میباشد. لكن: آب دریا را اگرنتوان كشیدهم به قدر تشنگی باید چشید 1 - پایبندی به اصول یكی از ویژگیهای شخصیتی امام حسین(ع) پایبندی آن بزرگوار به اصول وبنیادها میباشد. این ویژگی را میتوان در وصیت وی به برادرش محمد حنفیه درك نمودكه فرمود: من این قیام را نه از روی خودبینی و سبكسری می كنم، نه قصد طغیان دارم ونه آهنگ تبهكاری در سر و نه ستمگری را در خود میپرورانم، بلكه تنها هدف من آناست كه درمیان امت جدم خواستار اصلاح شوم. با این حركت خود میخواهم به معروففرمان دهم و از منكر بازدارم. هر كس بر پایة حق از من پذیرا شد، خدا به حق بسیشایستهتر است و هر كس نپذیرفت، چنان در آهنگ خود پایداری كنم كه خدا میان من وآن گروه به حق قضاوت فرماید، كه او از همه داوران بسی بهتر است. این سخنان صریح رادر كاخ فرمانداری و در مركز حكومت و سرسرای قدرت بیهیچ پروا و هراسی بیان كرد .با قلبی استوار و شجاعتی بی نظیر و با پشتگرمی به اصولاعتقادی و پایداری در مكتب. در این پاسخی كه امام حسین(ع) به ولید داد؛ قدرت رودروایستادن را با هوشمندی سیاسی و راه خردمندانة رهایی را با سلامت منطق و پدیدةتسلیم را با اعتراض شدید در هم آمیخته است. در تاریخ چنین آمده: ولید فرماندار مدینه، امام حسین(ع) را دعوت نمود و خبر مرگ معاویه را به اوداد واو استرجاع نمود، سپس نامة یزید را در مورد گرفتن بیعت برای او خواند. حسین به او گفتبه نظرم نمیرسد كه تو به گرفتن بیعت من برای یزید پنهانی اكتفا كنی، بلكه خواستاربیعتی آشكار هستی كه مردم از آن با خبر شوند .ولید گفت: آری چنین است و امامحسین(ع) فرمود كه برگرد و فردا همراه گروهی از مردم نزد ما بیا. در این هنگام مروان به ولید گفت: به خدا قسم اگر حسین هم اكنون بیعت نكردهاز تو جدا شود، هرگز نخواهی توانست بدو دست یابی. او را حبس كن و تا بیعت نكردهاجازه بیرون رفتن به وی نده یا اینكه گردنش را بزن. حسین رو به مروان كرده به او گفت: وای بر تو ای پسر زن كبود چشم! تومیخواهی گردن مرا بزنی یا او! دروغ گفتی به خدا قسم و پستی نشان دادی. سپس رو بهولید كرده و گفت: فرماندار، ما از خاندان نبوت و سرچشمه رسالتیم، خدا به وسیله ما آغازنهاد و به وسیله ما به انجام رسانید. در حالی كه یزید تبهكاری میخواره و كشنده اشخاصبیگناه و آشكار سازندة فساد و تبهكاریهاست. كسی چون من با شخصی چون او بیعتنمیكند. لیكن امشب را به فردا رسانیم تا ببینیم كدام یك از ما به بیعت و خلافتسزاوارتریم . قدرت پایداری برای حق در جانها بانگ و فریاد حق نیز بیگمان اثر كوبنده خودرادر گوشهای باطل میگذارد. و در نتیجه آن را یا كر میكند یا در صلاح و حق را به رویوی میگشاید. فریاد حق امام نیز همان طنین بلندی بود كه انعكاس آن در گوش ولید پیچید.چنانكه ولید بعد از بیرون رفتن امام حسین خطاب به مروان چنین گفت: سبحان ا... اگرحسین گفت بیعت نمیكنم او را بكشم؟ به خدا سوگند گمان نمیكنم كسی با دستآغشته به خون حسین، خدا را ملاقات كند و میزان عملش بسی سبك نباشد. خدا در روزقیامت بدو نمینگرد و او را تزكیه نمیكند و شكنجهای دردناك بهره او است. 2 - صراحت در گفتار ازدیگر ویژگیهای شخصیتی امام صداقت در گفتار آن حضرت میباشد. این نیزیكی از بزرگواریهایی است كه در وجود امام حسین است. در نظر برخی افراد مبدأ و اصل بسی بزرگ است، اما همراه با نرمش و نیرنگ.لیكن امام حسین در برابر اصول چنان عظمتی از خود نشان داد كه هرگز حاضر نبود دربرابر بیعت با یزید سرمویی از آن برگردد و دست از آن بردارد. و همان فریاد بلندی كه چونشعلة آتش بود از او انتظار میرفت. او دربارة بیعت با یزید چنین فرمود: سپاس ویژه الله و آنچه مشیتالله است و نیرویی به كار ناید جز به وسیلة الله وصلوات خدا بر رسولش .مرگی كه سرنوشت فرزندان آدم شده، چنان برازنده و زیباست كهگردنبند جواهر در گردن دختران جوان، چنان به دیدار گذشتگانم واله و شیفتهام كه یعقوبمشتاق دیدار یوسف بود. بهترین مرگ در پیكار، مرگی است كه من با عشق و افتخار با آنروبهرو میشوم. هم اكنون به چشم پیوند تن خویش را مینگرم كه گرگهای بیابان دركربلا پاره پاره میكنند و شكمهای گرسنه خود را از آنها پرمیكنند. خشنودی خداخشنودی خاندان پیامبر است. در برابر آزمایش او پایداری را پیشه میكنیم و در برابر،پاداش پایداران را به دست میآوریم. پارههای تن رسول خدا هرگز از او جدا نمیشوند،بلكه همه با هم دربهشت برین گرد میآیند و چشمش را روشن میكنند. و پیمانی را كه بااو بستهاند بدین وسیله به سر رسانند. هان بدانید كه تنها كسی كه پذیرای پرداختنپارههای جگر خویش در راه ماست و به روان خویش وعدة دیدار پروردگار را داده است،باید با ما به حركت درآید، زیرا من بامدادان عزم رحیل دارم. ادامه مطلب نوشته شده در تاریخ یکشنبه 2 اسفند 1388 توسط mojtaba noorozi
رجعت امام حسین علیه السلاماعتقاد به رجعت، یكی از ویژگیهای مكتب اهل بیت و تشیع است كه برخاسته از آیه های نورانی قرآن مجید و احادیث ائمه معصومین علیهم السلام می باشد . طبق این اعتقاد، خداوند متعال انبیا و جانشینان آنان و پیامبر اكرم و ائمه اطهار علیهم السلام را با گروهی از مومنان و پاكان و برخی از ستمگران و جنایتكاران مخصوصا ظلم كنندگان به حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها و سید الشهدا علیه السلام را پس از مرگ دوباره قبل از روز قیامت زنده می كند و به این دنیا بر می گرداند تا بندگان شایسته خداوند و مومنین از این ستمگران كه دشمنان خداوند می باشند پیش از عذابی كه در آخرت بر ایاشان مهیا شده در همین دنیا انتقام بگیرند.
|
|
| تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک | ||