تبلیغات
عاشورا را زنده نگه داریم

عاشورا را زنده نگه داریم
 
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 9 خرداد 1390 توسط mojtaba noorozi
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 26 اسفند 1388 توسط mojtaba noorozi
یا حسین

 

آن کیست اندر هر بلا ، با تو وفاداری کند

با قلب و شعر و دست خود از تو طرفداری کند

 

آن کیست کز بهر خدا، پیش تو از خود بگذرد

با امر تو سقا شود ،  یا که علمداری کند

 

آن کیست ماه هاشمی حب و حیایش دائمی

تا بود خصم جرات نداشت ، تا فکرِ آزاری کند

 

آن کیست مولایش تویی، چون بنده آقایش تویی

پیش از تو و طفلان تو ، از آب، دست عاری کند

 

آن کیست که بی چشم و دست، با آن عمود بر فرق سر

در فکر این است تا چه شکل حالا تو را یاری کند

 

آن کیست جز عباس تو ، در قلب پر احساس تو

داغش کمر را خم کند ، اشک تو را جاری کند

 

 

                                                *******

 

شد لشکر غم بی عدد، یارب فقط از تو مدد

در این غم افزون ز حد، جز تو که غمخواری کند


شعر در وصف عاشق یکه تاز امام حسین علیه السلام

عشق بازی کار هر مشتاق نیست          

 این شکار، دام هر صیاد نیست

 

عاشقی را قابلیت لازم است                

طالب حق را حقیقت لازم است

 

عشق ، از معشوق اول سر زند         

 تا به عاشق ، جلوه دیگر کند

 

تا به حدی که برد هستی از او       

سر زند صد شورش و مستی از او

 

شاهد این مدعی خواهی اگر                    

بر حسین و حالت او کن نظر

 

 

 

****

 

 

روز عاشورا در آن میدان عشق       

کرد رو را جانب سلطان عشق

 

بارالها این سرم این پیکرم             

این علمدار رشید، این اکبرم

 

این سکینه، این رقیه، این رباب      

این عروس دست وپا خون در خضاب

 

این من و این ساربان، این شمر دون

این تن عریان میان خاک و خون

 

این من و این ذکر یارب یاربم                      

این من و این ناله های زینبم

 

 

*******

 

پس خطاب آمد زحق کی شاه عشق          

ای حسین یکه تاز راه عشق

 

گر تو بر من عاشقی ای محترم         

پرده برکش من به تو عاشقترم

 

غم مخور که من خریدار توام          

 مشتری بر جنس بازار توام

 

هر چه بودت داده ای در راه ما     

مرحبا صد مرحبا خودهم بیا

 

خود بیا که می کشم من ناز تو      

عرش و فرشم جمله پا انداز تو

 

لیک خود تنها در بزم یار                

خود بیا و اصغرت را هم بیار

 

خوش بود در بزم یاران بلبلی         

خاصه در منقار اوبرگ گلی

 

خود تو بلبل ، گل؛ علی اصغرت     

زودتر بشتاب سوی داورت



ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 10 اسفند 1388 توسط mojtaba noorozi

حضرت امام حسین (علیه السلام)فرموده اند:  لا یَكْمِلُ الْعَقْلُ إلاّ بِاتّباعِ الْحَقِّ.  بینش و عقل و درك انسان تكمیل نمى گردد مگر آن كه از حق، تبعیّت و پیروى كند. (نهج الشّهادة: ص 356، بحارالأنوار: ج 75، ص 127، ح 11. )

تعداد دیگری از احادیث ناب امام حسین علیه السلام را در این لینک بخوانید: احاد یث امام حسین علیه السلام

به امید عمل کردن با بصیرت به دانسته ها

التماس دعای فرج

به امید ظهور


امام حسین علیه السلام فرموده اند:

 

حوایج الناس الیكم من نعم الله علیكم فلا تملوا النعم فتحور نقما


نیازهاى مردم به شما از نعمت هاى الهى بر شماست ؛ پس این نعمت را از دست ندهید وگرنه موجب نقمت و بدبختى مى شوند.

 

 

كشف الغمه 2/208.


امام حسین علیه السلام فرموده اند:

 

حوایج الناس الیكم من نعم الله علیكم فلا تملوا النعم فتحور نقما


نیازهاى مردم به شما از نعمت هاى الهى بر شماست ؛ پس این نعمت را از دست ندهید وگرنه موجب نقمت و بدبختى مى شوند.

 

 

كشف الغمه 2/208.


امام حسین علیه السلام فرموده اند:

 

ان اجود الناس من اعطى من لا یرجوه


بى گمان بخشنده ترین مردم ، كسى است كه به افرادى عطا كند كه امید پاداش و تلافى از آنها ندارد

 

 

كشف الغمه 2/205.


امام حسین علیه السلام فرموده اند:

 

من طلب رضى الناس بسخط الله و كله الله الى الناس


كسى كه خشنودى مردم را با خشم و غضب الهى فراهم آورد، خداوند او را به مردم وا گذارد.

 

 

بحار الانوار 71/208 و اختصاص شیخ مفید /225.


امام حسین علیه السلام فرموده اند:

 

من اءحسن ، اءحسن الله الیه و الله یحب المحسنین .


كسى كه نیكى كند، خداوند به او نیكى مى نماید و نیكوكاران محبوب خداوند هستند.

 

كشف الغمه 2/205 و بحار الانوار 78/121.


امام حسین علیه السلام فرموده اند:

 

من اءحبنا لم یحبنا لقرابة بیننا و بینه و لا لمعروف اسدیناه الیه ؛ انما احبنا لله و رسوله ، جاء معنا یوم القیامة كهاتین .


كسى كه ما را نه به جهت خویشاوندى و نیكى و احسان ما به او بلكه فقط براى خدا و رسول خدا دوست بدارد، روز قیامت چون این دو (دو انگشت سبابه در كنار هم ) با ما خواهد بود.

 

بحار الانوار 27/127 و اعلام الدین /460.



ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 10 اسفند 1388 توسط mojtaba noorozi
قالَ رَسُولُ اللّهِ صلّى اللّه علیه و آله :
اِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَیْنِ علیه السّلام حَرارَةً فى قُلُوبِ الْمُؤ منینَ لا تَبْرَدُ اَبَداً.


پیامبر اكرم صلّى اللّه علیه و آله فرمود:
براى شهادت حسین علیه السلام ، حرارت و گرمایى در دلهاى مؤ منان است كه هرگز سرد و خاموش نمى شود.


جامع احادیث الشیعه ، ج 12، ص 556

 


 

 

 

پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله و سلم فرمودند:

 

الحسن و الحسین امامان قاما او قعدا .

 

حسن و حسین در همه احوال امام و پیشوایند؛ چه بایستند و چه بنشینند.

 

بحار الانوار 43/291 و 44/2.

 

 


 

پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله و سلم فرمودند:

 

ان الحسین باب من اءبواب الجنة


بى گمان حسین درى از درهاى بهشت است .

 

 

احقاق الحق 9/202.

 

 


 

 

 

پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله و سلم فرمودند:

 

من عائده ، حرم الله علیه رایحة الجنة


كسى كه با او (حسین ) عناد ورزد، خداوند رایحه بهشت را بر او حرام گرداند.

 

بحار الانوار 35/405 و احقاق الحق 9/202

 

 


 

 

 

پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله و سلم فرمودند:

 

ان الحسین بن على فى السماء اكبر منه فى الارض


بطور یقین حسین بن على در آسمان والاتر از زمین است .

 

عیون اخبار الرضا 1/60 و بحار الانوار 36/204.

 

 


 

 

 

 

پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله و سلم فرمودند:

 

ان الحسن و الحسین هما ریحانتاى من الدنیا من احبنى فلیحبهما.


بى گمان حسن و حسین دو گل خوشبوى من از دنیا هستند؛ دوستدار من باید به آندو مهر ورزد.

 

سنن ترمذى 5/615 و الفصول المهمه 171 و بحار الانوار 37/74

 


 

 

 

پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله و سلم فرمودند:

 

حسین منى و اءنا من حسین احب الله من احب حسینا حسین سبط من الاسباط .


حسین از من و من از حسینم ؛ دوستدار حسین محبوب خداست ؛ حسین امتى از امت ها است .

 

ذخائر العقبى /124 و سنن ترمذى 2/307 و كنزالعمال 6/221 و 7/107 الفصول المهمة /171 و فضائل الخمسة 3/264 - 262.



ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 10 اسفند 1388 توسط mojtaba noorozi

در مقام تبلیغ و واقع‌‍‌‍ ، حركت امام حسین(ع) براى اقامه‏ى حق و عدل بود: «انّما خرجت لطلب‏الاصلاح فى امّة جدّى ارید ان امر بالمعروف وانهى عن‏المنكر ...». در زیارت اربعین كه یكى از بهترین زیارات است، مى‏خوانیم: «و منح‏النّصح و بذل مهجته فیك لیستنقذ عبادك من‏الجهالة و حیرةالضّلاله». آن حضرت در بین راه، حدیث معروفى را كه از پیامبر(ص) نقل كرده‏اند، بیان مى‏فرمایند: «ایهاالنّاس انّ رسول‏اللَّه صلّى‏اللَّه علیه و اله و سلّم قال: من رأى سلطانا جائرا مستحلّا لحرم‏اللَّه ناكثا لعهداللَّه مخالفا لسنة رسول‏اللَّه صلّى‏اللَّه علیه و اله و سلم یعمل فى عباداللَّه بالاثم والعدوان فلم یغیّر علیه بفعل و لاقول كان حقّا على‏اللَّه ان یدخله مدخله».
تمام آثار و گفتار آن بزرگوار و نیز گفتارى كه درباره‏ى آن بزرگوار از معصومین رسیده است، این مطلب را روشن مى‏كند كه غرض، اقامه‏ى حق و عدل و دین خدا و ایجاد حاكمیت شریعت و برهم زدن بنیان ظلم و جور و طغیان بوده است. غرض، ادامه‏ى راه پیامبر اكرم(ص) و دیگر پیامبران بوده است كه: «یا وارث ادم صفوةاللَّه یا وارث نوح نبىّ‏اللَّه ...» و معلوم است كه پیامبران هم براى چه آمدند: «لیقوم‏النّاس بالقسط». اقامه‏ى قسط و حق و ایجاد حكومت و نظام اسلامى.

آنچه كه نهضت ما را جهت مى‏داد و امروز هم باید بدهد، دقیقاً همان چیزى است كه حسین‏بن على(علیه‏السّلام) در راه آن قیام كرد. ما امروز، براى شهداى خود كه در جبهه‏هاى گوناگون و در راه این نظام و حفظ آن، به شهادت مى‏رسند، با معرفت عزادارى مى‏كنیم. آن شهید و جوانى كه یا در جنگ تحمیلى و یا در برخورد با انواع و اقسام دشمنان و منافقان و كفار به شهادت رسیده، هیچ شبهه‏یى براى مردم ما وجود ندارد كه این شهید، شهید راه همین نظام است و براى نگهداشتن و محكم كردن ستونهاى همین نظام و انقلاب، به شهادت رسیده است؛ در حالى كه وضع شهداى امروز، با شهداى كربلا كه در تنهایى و غربت كامل قیام كردند و هیچ‏كس آنها را به پیمودن این راه تشویق نكرد، بلكه همه‏ى مردم و بزرگان وجوه اسلام، آنها را منع مى‏كردند، متفاوت است. در عین حال، ایمان و عشقشان آن‏چنان لبریز بود كه رفتند و غریبانه و مظلومانه و تنها به شهادت رسیدند. وضع شهداى كربلا، با شهدایى كه تمام دستگاههاى تبلیغى و مشوقهاى جامعه به آنها مى‏گوید بروید و آنها هم مى‏روند و به شهادت مى‏رسند، فرق دارد. البته این شهید، شهید والامقامى است؛ اما او چیز دیگرى است.

از همه‏ى برادران و خواهران تشكر مى‏كنم و به همه‏ى شما، مخصوصاً به خانواده‏هاى معظم شهدا و جوانان و نوجوانانى كه یادگار عزیزترین و فداكارترین عناصر جامعه و كشور ما هستند، و همچنین به جانبازان عزیز و خانواده‏هاى آنها و به همه‏ى قشرهایى كه در قبال مسایل كشور و انقلاب احساس مسؤولیت مى‏كنند، خوش‏آمد مى‏گویم.
در این جلسه، تقریباً همه یا اغلب شما، جوانان پُرشور و امیدهاى امروز و آینده‏ى كشور و انقلاب هستید؛ داراى احساسات و صاحب نقش و سهمى در آینده و حال كشورید و در میانتان كسانى هستند كه مى‏توانند براى كشور و ملت خود، چهره‏ى آبرومند و مایه‏ى آبرویى باشند. خوب است كه در این جلسه، از پرتو نهضت حسینى و فداكارى حضرت ابى‏عبداللَّه(علیه‏الصّلاةوالسّلام) سخنى مطرح شود و ما این درس را از آن حضرت بگیریم؛ مخصوصاً كه این ایام، ایام آخر ماه صفر است و این دو ماهى كه ماجراى عاشورا در آن تكرار مى‏شود، رو به پایان است.
در زیارتى از زیارتهاى امام حسین(علیه‏السّلام) كه در روز اربعین خوانده مى‏شود، جمله‏یى بسیار پُرمعنا وجود دارد و آن، این است: «و بذل مهجته فیك لیستنقذ عبادك من‏الجهالة». فلسفه‏ى فداكارى حسین‏بن‏على(علیه‏السّلام) در این جمله گنجانده شده است. زایر به خداى متعال عرض مى‏كند كه این بنده‏ى تو - این حسین تو - خون خود را نثار كرد، تا مردم را از جهالت نجات بدهد. «وحیرةالضّلالة»؛ مردم را از سرگردانى و حیرتى كه در گمراهى است، نجات بدهد. ببینید، این جمله چه‏قدر پُرمغز و داراى چه مفهوم مترقى و پیشرفته‏یى است.

سخنرانى در دیدار با جمعی از ایثارگران ، فرهنگیان و ورزشكاران 21/6/1369


من در بین فرمایشهاى حضرت ابى‏عبداللَّه الحسین علیه‏الصّلاةوالسّلام - كه هر كدام نكته‏اى دارد و من به شما عزیزان عرض مى‏كنم كه به منظور بیان گفتارهاى گویا و روشنگر براى مردم، از كلمات این بزرگوار باید حدّاكثر استفاده بشود - این جمله را مناسب مجلس خودمان مى‏بینم كه بنابرآنچه كه از آن بزرگوار نقل كرده‏اند، آن حضرت فرمود: «اللّهم انّك تعلم انّ الّذى كان منا لم یكن منافسة فى سلطان ولاالتماس شى‏ء من فضول الحطام»؛ پروردگارا! این حركتى كه ما كردیم، این قیامى كه ما كردیم، این تصمیمى كه بر این اقدام گرفتیم، تو مى‏دانى كه براى قدرت طلبى نبود. قدرت‏طلبى براى یك انسان نمى‏تواند هدف واقع شود. نخواستیم زمام قدرت را در دست گیریم. براى منال دنیوى هم نبود كه چرب و شیرین زندگى را به كام خودمان برسانیم و شكمى از عزا درآوریم؛ مال و ذخیره‏اى درست كنیم و ثروتى به هم بزنیم. براى اینها نبود. پس براى چه بود؟ایشان چند جمله فرموده است كه خط و جهت ما را ترسیم مى‏كند. در همه ادوار تبلیغ اسلام، اینها جهت است. «ولكن لنرى المعالم من دینك»؛ پرچمهاى دین را براى مردم برافراشته كنیم و شاخصها را به چشم آنها بیاوریم.
شاخصها مهم است. همیشه شیطان در میان جماعات اهل دین، از تحریف استفاده مى‏كند و راه را عوضى نشان مى‏دهد. اگر بتواند بگوید «دین را كنار بگذار»، این كار را مى‏كند، تا از طریق شهوات و تبلیغات مضر، ایمان دینى را از مردم بگیرد. اگر آن ممكن نشد، این كار را مى‏كند كه نشانه‏هاى دین را عوضى بگذارد؛ مثل این كه شما در جاده‏اى حركت مى‏كنید، ببینید آن سنگ نشان - آن نشانه راهنما - طرفى را نشان مى‏دهد؛ در حالى كه دست خائنى آمده آن را عوض كرده و مسیر را به آن طرف نشان داده است.
امام حسین علیه‏السّلام هدفِ اوّل خود را این قرار مى‏دهد: «لنرى المعالم من دینك و نظهر الاصلاح فى بلادك»؛ در میان كشور اسلامى، فساد را ریشه كن كنیم و اصلاح به‏وجود آوریم. اصلاح یعنى چه؟ یعنى نابود كردن فساد. فساد چیست؟ فساد انواع و اقسامى دارد: دزدى فساد است، خیانت فساد است، وابستگى فساد است، زورگویى فساد است، انحرافهاى اخلاقى فساد است، انحرافهاى مالى فساد است، دشمنیهاى بین خودیها فساد است، گرایش به دشمنان دین فساد است، علاقه نشان دادن به چیزهاى ضدّ دینى فساد است. همه چیز در سایه دین به‏وجود مى‏آید. در جملات بعدى مى‏فرماید: «و یأمن المظلومون من عبادك»؛ بندگان مظلوم تو امنیت پیدا كنند. منظور، مظلومان جامعه است، نه ستمگران، نه ستم‏پیشگان، نه مدّاحان ستم، نه عمله ستم! «مظلومون»، مردمانى هستند كه دست و پایى ندارند؛ راه به جایى ندارند. هدف این است كه مردمان مستضعف جامعه و انسانهاى ضعیف - در هر سطحى و در هر جایى - امنیت پیدا كنند: امنیت حیثیّتى، امنیت مالى، امنیت قضایى؛ همینى كه امروز در دنیا نیست. امام حسین علیه‏السّلام درست نقطه مقابل آن چیزى را مى‏خواست كه در زمان سلطه طواغیت در آن روز بود. امروز هم در سطح دنیا كه نگاه مى‏كنید، مى‏بینید همین است؛ پرچمهاى دین را وارونه مى‏كنند، بندگان مظلوم خدا را مظلومتر مى‏كنند و ستمگران، پنجه‏شان به خون مظلومان بیشتر فرو مى‏رود.

ادامه دارد..............



ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 10 اسفند 1388 توسط mojtaba noorozi
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 10 اسفند 1388 توسط mojtaba noorozi

ریشه های عبرت انگیز حادثه عاشورا

عوام و خواص در حادثه عاشورا : ( قسمت دوم )

ب) خواص اهل باطل :

سردمداران باطل نیز در طول تاریخ همواره هوادارانی از جان گذشته داشته اند که با تمام وجود از رهبران خود پیروی کرده و سرنوشت خویش را به سرنوشت آنان گره زده اند . خواص پیرو بنی امیه نیز چنین بوده اند و دین و دنیای خویش را در پای مطامع شیطانی حزب شیطان قربانی کرده اند تا جایی که به تعبیر امیرمومنان ع پیروی آنان از بنی امیه ، بسی استوارتر از پیروی شیعیان از پیشوایان معصوم بوده است .


از این حقیقت تلخ در نهج البلاغه نیز سخن رفته است :

بخدا سوگند ! دل را می میراند و حزن آور است که این گروه [ پیرو بنی امیه ] بر راه باطل خویش را استوارند و شما بر حق خویش دچار سستی و تفرقه اید . (۱)

امام ع در جایی دیگر ، حمایت بی دریغ خواص اهل باطل را با طرفداران ظاهری اهل حق مقایسه می کند و جدیت آنان را ده برابر می شمارد .

و می فرماید :

بخدا سوگند دوست دارم معاویه در باره شما با من ، معامله دینار به درهم انجام دهد ؛ یعنی ده نفر از شما را می گرفت و یکی از هواداران خود را بمن می داد ! (۲)

علی بن ابی حمزه می گوید : دوستی داشتم که در دستگاه دولت بنی امیه کار می کرد . از من خواست که از امام صادق ع رخصت گیرم تا خدمت آن حضرت برسد . من نیز چنین کردم . چون خدمت امام ع رسید ، گفت : من در ادارات دولتی بنی امیه کار میکنم و مالی فراوان بدست آورده ام تکلیف من چیست ؟ امام فرمود : اگر بنی امیه کسانی چون شما را نمی یافتند تا برایشان کار کند و بجنگد و سیاهی لشکر شوند ، هر گز حق ما را غصب نمی کردند و اگر مردم بنی امیه را رها می کردند و بدانان مدد نمی رسانیدند هرگز به چنین جایگاهی نمی رسیدند . (۳) از این حدیث شریف می توان دریافت که سهم اصلی جنایات بی شمار حزب شیطان اموی را خواص اهل باطل بر عهده داشته اند و آنان با حمایت های بی دریغ و همه جانبه خود ، سردمداران کفر و نفاق را در کسب قدرت و انجام جنایت یاری می کرده اند تا خود از سفره های رنگینی که از پایمال شدن حق خدا و مردم در کاخ های ستم گسترده می شود ، بهره ای گیرند .

نشانه های خواص اهل باطل :

برخی از این نشانه ها عبارتند از :

۱) حق ستیزی :

ماهیت خواص اهل باطل بر // حق ستیزی // پی ریزی شده و هر گامی که بر می دارند و هر نفسی که می کشند ، در مسیر تضعیف حق و تقویت باطل است . قران کریم می فرماید : // و یجادل الذین کفروا بالباطل لیدحضوا به الحق // ( کهف : ۵۶ ) کافران همواره با یاوه مجادله می کنند تا بدان وسیله ، حق را از میان ببرند .

خواص بنی امیه ، همانند رهبرانشان ، به نیکی می دانستند که در نزاع میان آنان و اهل بیت پیامبر ص ، حق با طرف مقابل است و امویان در پی ریاست طلبی و دنیا پرستی در برابر رهبران راستین امت اسلامی ایستاده اند . با این حال ، از روی آگاهی در جنگ حق و باطل ، بسوی باطل گراییدند .

وقتی معاویه ، عمرو عاص را به همکاری خویش و جنگ با امام علی ع خواند ، عمرو عاص گفت : ای معاویه بخدا سوگند تو با علی برابری نمی کنی و تو از ویژگی های او بی بهره ای . علی سابقه نیک در اسلام دارد ، مدتی بسیار صحابی پیامبر بوده ودر راه خدا بسیار جهاد کرده است . وانگهی ، او دارای فقه و دانشی است که تو از آن برخوردار نیستی . با این همه ، عمرو عاص برای مبارزه با جبهه حق ، به معاویه گرایید و معاویه نیز به او وعده داد که حکومت مصر را به او تقدیم کند . (۴)

 



ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 10 اسفند 1388 توسط mojtaba noorozi
آیا تاكنون‌ انسانی‌ را دیده‌اید كه‌ با نام‌ خدا قیام‌ كند و به‌ حركت‌ در آید، بمیرد، دیدیدچگونه‌ مقصد خود را كه‌ هدف‌ خویش‌ را نام‌ او، بر گزیند؟
مقصد او تا آن‌جا فرازست‌ كه‌ همه‌ چیز زندگی‌ را فرود می‌بیند و هدف‌ چنان‌ برتر،جز ملكوت‌ اعلی‌ را مد نظر ندارد، گهواره‌اش‌ آسمان‌ های‌ برین‌ است‌ و جای‌ هیچ‌ شگفتی‌نیست‌ كه‌ به‌ سویش‌ پركشد. خواستار پیوستن‌ بدان‌ سامان‌ بود، زیرا عشق‌ بازگشت‌ به‌اصل‌ خویش‌ و بازجستن‌ روزگار وصل‌ خویش‌ در وجودش‌ است‌.

هر كسی‌ كو دور ماند از اصل‌خویش ‌باز جوید روزگار وصل‌ خویش‌

راه‌ خود را از میان‌ سنگ‌ ها و خارها به‌ پیش‌ می‌گیرد، خشنود و خوشدل‌ پیش‌می‌رود و با آرامش‌ و اطمینان‌ دراین‌ ره‌ گام‌ بر می‌دارد. با آرمان‌ برین‌ خود رازها بیان‌می‌دارد. آیا فراسوی‌ الله خواستی‌ و جز به‌ سوی‌ الله بازگشتی‌، و پس‌ از الله و برتر از اوحقیقتی‌ هم‌ هست‌؟

اگر ما حسین‌ را برفراز همة‌ بزرگان‌ جای‌ دهیم‌، نه‌ تنها بزرگی‌ را در وجود او بیشتربه‌ شمار آورده‌ایم‌، بلكه‌ بزرگی‌ را بر چكاد عظمت‌، مشاهده‌ كرده‌ایم‌ كه‌ در برابرش‌ بزرگان‌كوچك‌ ند، و شخصیتی‌ را نشان‌ داده‌ایم‌ كه‌ از همة‌ شخصیت‌ها برتر است‌، و ابر مردی‌ست‌در میان‌ همة‌ مردان‌.

شخصی‌ كه‌ چون‌ از هر سوی‌ كوه‌ وجودش‌ فراز شوی‌ به‌ ستیغ‌ بزرگی‌ رسی‌، تا آن‌ جاكه‌ او را مركز برخورد بزرگواری‌ها با یكدیگر و مجمع‌ یكتایی‌ ها می‌یابی‌. زیرا بی‌گمان‌ هركس‌ در سرچشمه‌ عظمت‌ پیامبر(ص) و مردانگی‌ علی‌ و فضیلت‌ فاطمه‌ فراجوشید، نمونة‌بی‌ همتای‌ عظمت‌ انسان‌ خواهد شد و از آیات‌ و بینات‌ به‌ شمار خواهد رفت‌. یاداو، یاد یك‌شخص‌ نیست‌. یاد انسانیت‌ جاویدان‌ است‌ و تاریخ‌ او، سرگذشت‌ یك‌ قهرمان‌ نیست‌،تاریخ‌ یك‌ قهرمانی‌ بی‌ همتا است‌. پس‌ حسین‌(ع) یك‌ شخص‌ است‌ اما آیت‌ اشخاص‌،یك‌ بزرگ‌ است‌ اما حقیقت‌ بزرگی‌.

بنابراین‌ شایسته‌ آن‌ است‌ كه‌ همچون‌ سرچشمه‌ الهام‌ كه‌ با نیرو می‌جوشدوپرتوافكن‌ است‌ وبا تابش‌ انوار خود همه‌ نسل‌ها را روشنایی‌ می‌بخشد پیوسته‌ از آسمان‌وجودش‌ نور گیریم‌، چه‌ این‌ پرتوافكنی‌ همیشگی‌ است‌.

اگر كسی‌ نیك‌ بیندیشد بزرگ‌ترین‌ ژرفا، وفداكاری‌، و بزرگ‌ترین‌ نمونه‌ها را دروجود او می‌یابد تا آن‌ جا كه‌ گویی‌ دست‌ خدا بر صفحه‌ ابدیت‌ با مركب‌ خون‌رنگ‌ چنین‌نگاشته‌ است‌.

اخلاص‌ واژه‌ای‌ است‌ كه‌ معنای‌ آن‌ در سخت‌ترین‌ مرگ‌ نشان‌ داده‌ می‌شود. كس‌می‌خواهد مخلص‌ باشد باید خود را آماده‌ برای‌ ناملایمات‌ چنین‌ مرگی‌ كند.



بررسی‌ ویژگی‌های‌ شخصیت‌ امام‌ حسین‌(ع)

به‌ حق‌ می‌توان‌ گفت‌ كه‌ درك‌ ابعاد شخصیتی‌ امام‌ حسین‌ كاری‌ بس‌ مشكل‌ ودشوار است‌، آن‌ هم‌ با شرایط‌ پیچیده‌ای‌ كه‌ دارد. شرایطی‌ كه‌ بازتاب‌های‌ چندی‌ ازروشنایی‌ بر آن‌ افتاده‌، لیكن‌ در زیر آن‌ موجی‌ است‌ خروشان‌ كه‌ محیط‌ اسلامی‌ آن‌ روزگاررا شكل‌ می‌داد و آن‌ جریان‌ از روزی‌ پدیدار شد كه‌ موضوع‌ حكومت‌ در میان‌ عصبیت‌قبیلگی‌ و طرز تفكر دینی‌ در نوسان‌ بود ، سپس‌ به‌ رنگ‌های‌ گوناگون‌ درآمد و هر روز به‌شكل‌ نو نمایان‌ گردید. و سرانجام‌ به‌ صورت‌ یك‌ عقیده‌ و دین‌ به‌ پایان‌ رسید. بررسی‌ویژگی‌ های‌ شخصیت‌ حسین‌(ع) پژوهش‌ درباره‌ انسانی‌ به‌ شمار نمی‌رود كه‌ دارای‌عناصری‌ ناگسستنی‌ از یكدیگر است‌ و بتوان‌ درباره‌اش‌ حكم‌ كرد و بلكه‌ بررسی‌ عناصرتاریخ‌ اسلامی‌ است‌.

ما دراین‌ نوشتار برآنیم‌ تا به‌ بررسی‌ گوشه‌ای‌ از ویژگی‌های‌ شخصیتی‌ آن‌ ابرمردتاریخ‌ اشاره‌ داشته‌ باشیم‌، اگر چه‌ قلم‌ قاصر و زبان‌ الكن‌ از بیان‌ شخصیت‌ عظیم‌ آن‌بزرگوار می‌باشد. لكن‌:

آب‌ دریا را اگرنتوان‌ كشیدهم‌ به‌ قدر تشنگی‌ باید چشید



1 - پای‌بندی‌ به‌ اصول‌

یكی‌ از ویژگی‌های‌ شخصیتی‌ امام‌ حسین‌(ع) پای‌بندی‌ آن‌ بزرگوار به‌ اصول‌ وبنیادها می‌باشد. این‌ ویژگی‌ را می‌توان‌ در وصیت‌ وی‌ به‌ برادرش‌ محمد حنفیه‌ درك‌ نمودكه‌ فرمود: من‌ این‌ قیام‌ را نه‌ از روی‌ خودبینی‌ و سبك‌سری‌ می‌ كنم‌، نه‌ قصد طغیان‌ دارم‌ ونه‌ آهنگ‌ تبهكاری‌ در سر و نه‌ ستمگری‌ را در خود می‌پرورانم‌، بلكه‌ تنها هدف‌ من‌ آن‌است‌ كه‌ درمیان‌ امت‌ جدم‌ خواستار اصلاح‌ شوم‌. با این‌ حركت‌ خود می‌خواهم‌ به‌ معروف‌فرمان‌ دهم‌ و از منكر بازدارم‌. هر كس‌ بر پایة‌ حق‌ از من‌ پذیرا شد، خدا به‌ حق‌ بسی‌شایسته‌تر است‌ و هر كس‌ نپذیرفت‌، چنان‌ در آهنگ‌ خود پایداری‌ كنم‌ كه‌ خدا میان‌ من‌ وآن‌ گروه‌ به‌ حق‌ قضاوت‌ فرماید، كه‌ او از همه‌ داوران‌ بسی‌ بهتر است‌.

این‌ سخنان‌ صریح‌ رادر كاخ‌ فرمانداری‌ و در مركز حكومت‌ و سرسرای‌ قدرت‌ بی‌هیچ‌ پروا و هراسی‌ بیان‌ كرد .با قلبی‌ استوار و شجاعتی‌ بی‌ نظیر و با پشت‌گرمی‌ به‌ اصول‌اعتقادی‌ و پایداری‌ در مكتب‌. در این‌ پاسخی‌ كه‌ امام‌ حسین‌(ع) به‌ ولید داد؛ قدرت‌ رودروایستادن‌ را با هوشمندی‌ سیاسی‌ و راه‌ خردمندانة‌ رهایی‌ را با سلامت‌ منطق‌ و پدیدة‌تسلیم‌ را با اعتراض‌ شدید در هم‌ آمیخته‌ است‌. در تاریخ‌ چنین‌ آمده‌:

ولید فرماندار مدینه‌، امام‌ حسین‌(ع) را دعوت‌ نمود و خبر مرگ‌ معاویه‌ را به‌ اوداد واو استرجاع‌ نمود، سپس‌ نامة‌ یزید را در مورد گرفتن‌ بیعت‌ برای‌ او خواند. حسین‌ به‌ او گفت‌به‌ نظرم‌ نمی‌رسد كه‌ تو به‌ گرفتن‌ بیعت‌ من‌ برای‌ یزید پنهانی‌ اكتفا كنی‌، بلكه‌ خواستاربیعتی‌ آشكار هستی‌ كه‌ مردم‌ از آن‌ با خبر شوند .ولید گفت‌: آری‌ چنین‌ است‌ و امام‌حسین‌(ع) فرمود كه‌ برگرد و فردا همراه‌ گروهی‌ از مردم‌ نزد ما بیا.

در این‌ هنگام‌ مروان‌ به‌ ولید گفت‌: به‌ خدا قسم‌ اگر حسین‌ هم‌ اكنون‌ بیعت‌ نكرده‌از تو جدا شود، هرگز نخواهی‌ توانست‌ بدو دست‌ یابی‌. او را حبس‌ كن‌ و تا بیعت‌ نكرده‌اجازه‌ بیرون‌ رفتن‌ به‌ وی‌ نده‌ یا اینكه‌ گردنش‌ را بزن‌.

حسین‌ رو به‌ مروان‌ كرده‌ به‌ او گفت‌: وای‌ بر تو ای‌ پسر زن‌ كبود چشم‌! تومی‌خواهی‌ گردن‌ مرا بزنی‌ یا او! دروغ‌ گفتی‌ به‌ خدا قسم‌ و پستی‌ نشان‌ دادی‌. سپس‌ رو به‌ولید كرده‌ و گفت‌: فرماندار، ما از خاندان‌ نبوت‌ و سرچشمه‌ رسالتیم‌، خدا به‌ وسیله‌ ما آغازنهاد و به‌ وسیله‌ ما به‌ انجام‌ رسانید. در حالی‌ كه‌ یزید تبهكاری‌ میخواره‌ و كشنده‌ اشخاص‌بی‌گناه‌ و آشكار سازندة‌ فساد و تبهكاری‌هاست‌. كسی‌ چون‌ من‌ با شخصی‌ چون‌ او بیعت‌نمی‌كند. لیكن‌ امشب‌ را به‌ فردا رسانیم‌ تا ببینیم‌ كدام‌ یك‌ از ما به‌ بیعت‌ و خلافت‌سزاوارتریم‌ .

قدرت‌ پایداری‌ برای‌ حق‌ در جان‌ها بانگ‌ و فریاد حق‌ نیز بی‌گمان‌ اثر كوبنده‌ خودرادر گوشهای‌ باطل‌ می‌گذارد. و در نتیجه‌ آن‌ را یا كر می‌كند یا در صلاح‌ و حق‌ را به‌ روی‌وی‌ می‌گشاید.

فریاد حق‌ امام‌ نیز همان‌ طنین‌ بلندی‌ بود كه‌ انعكاس‌ آن‌ در گوش‌ ولید پیچید.چنانكه‌ ولید بعد از بیرون‌ رفتن‌ امام‌ حسین‌ خطاب‌ به‌ مروان‌ چنین‌ گفت‌: سبحان‌ ا... اگرحسین‌ گفت‌ بیعت‌ نمی‌كنم‌ او را بكشم‌؟ به‌ خدا سوگند گمان‌ نمی‌كنم‌ كسی‌ با دست‌آغشته‌ به‌ خون‌ حسین‌، خدا را ملاقات‌ كند و میزان‌ عملش‌ بسی‌ سبك‌ نباشد. خدا در روزقیامت‌ بدو نمی‌نگرد و او را تزكیه‌ نمی‌كند و شكنجه‌ای‌ دردناك‌ بهره‌ او است‌.

2 - صراحت‌ در گفتار

ازدیگر ویژگی‌های‌ شخصیتی‌ امام‌ صداقت‌ در گفتار آن‌ حضرت‌ می‌باشد. این‌ نیزیكی‌ از بزرگواری‌هایی‌ است‌ كه‌ در وجود امام‌ حسین‌ است‌.

در نظر برخی‌ افراد مبدأ و اصل‌ بسی‌ بزرگ‌ است‌، اما همراه‌ با نرمش‌ و نیرنگ‌.لیكن‌ امام‌ حسین‌ در برابر اصول‌ چنان‌ عظمتی‌ از خود نشان‌ داد كه‌ هرگز حاضر نبود دربرابر بیعت‌ با یزید سرمویی‌ از آن‌ برگردد و دست‌ از آن‌ بردارد. و همان‌ فریاد بلندی‌ كه‌ چون‌شعلة‌ آتش‌ بود از او انتظار می‌رفت‌. او دربارة‌ بیعت‌ با یزید چنین‌ فرمود:

سپاس‌ ویژه‌ الله و آنچه‌ مشیت‌الله است‌ و نیرویی‌ به‌ كار ناید جز به‌ وسیلة‌ الله وصلوات‌ خدا بر رسولش‌ .مرگی‌ كه‌ سرنوشت‌ فرزندان‌ آدم‌ شده‌، چنان‌ برازنده‌ و زیباست‌ كه‌گردنبند جواهر در گردن‌ دختران‌ جوان‌، چنان‌ به‌ دیدار گذشتگانم‌ واله‌ و شیفته‌ام‌ كه‌ یعقوب‌مشتاق‌ دیدار یوسف‌ بود. بهترین‌ مرگ‌ در پیكار، مرگی‌ است‌ كه‌ من‌ با عشق‌ و افتخار با آن‌روبه‌رو می‌شوم‌. هم‌ اكنون‌ به‌ چشم‌ پیوند تن‌ خویش‌ را می‌نگرم‌ كه‌ گرگ‌های‌ بیابان‌ دركربلا پاره‌ پاره‌ می‌كنند و شكم‌های‌ گرسنه‌ خود را از آنها پرمی‌كنند. خشنودی‌ خداخشنودی‌ خاندان‌ پیامبر است‌. در برابر آزمایش‌ او پایداری‌ را پیشه‌ می‌كنیم‌ و در برابر،پاداش‌ پایداران‌ را به‌ دست‌ می‌آوریم‌. پاره‌های‌ تن‌ رسول‌ خدا هرگز از او جدا نمی‌شوند،بلكه‌ همه‌ با هم‌ دربهشت‌ برین‌ گرد می‌آیند و چشمش‌ را روشن‌ می‌كنند. و پیمانی‌ را كه‌ بااو بسته‌اند بدین‌ وسیله‌ به‌ سر رسانند. هان‌ بدانید كه‌ تنها كسی‌ كه‌ پذیرای‌ پرداختن‌پاره‌های‌ جگر خویش‌ در راه‌ ماست‌ و به‌ روان‌ خویش‌ وعدة‌ دیدار پروردگار را داده‌ است‌،باید با ما به‌ حركت‌ درآید، زیرا من‌ بامدادان‌ عزم‌ رحیل‌ دارم‌.

ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 2 اسفند 1388 توسط mojtaba noorozi

رجعت امام حسین علیه السلام

 

اعتقاد به رجعت، یكی از ویژگیهای مكتب اهل بیت و تشیع است كه برخاسته از آیه های نورانی قرآن مجید و احادیث ائمه معصومین علیهم السلام می باشد . طبق این اعتقاد، خداوند متعال انبیا و جانشینان آنان و پیامبر اكرم و ائمه اطهار علیهم السلام را با گروهی از مومنان و پاكان و برخی از ستمگران و جنایتكاران مخصوصا ظلم كنندگان به حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها و سید الشهدا علیه السلام را پس از مرگ دوباره قبل از روز قیامت زنده می كند و به این دنیا بر می گرداند تا بندگان شایسته خداوند و مومنین از این ستمگران كه دشمنان خداوند می باشند پیش از عذابی كه در آخرت بر ایاشان مهیا شده در همین دنیا انتقام بگیرند.
زمان این رجعت با ظهور سرور آفرین حضرت بقیت الله الاعظم حجت بن الحسن المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف شروع می شود و اول كسی كه به دنیا بر می گردد امام حسین علیه السلام می باشد التبه مناسب است پیش از آنكه رجعت حسینی علیه السلام كه موضوع این فصل است را مطرح كنیم در رابطه با اصل رجعت و بعضی از زوایای آن نكاتی را متذكر شویم .

1_ مراد از رجعت آن است كه قبل از معاد و پیش از روز قیامت، بدن هایی كه روح از آنها جدا شده است، دو مرتبه روح به همان بدنها بر گردد و آن فرد مرده با همان بدنی كه قبلا در او روحش بوده زنده شود لذا اعتقاد به رجعت با مساله حلول و تناسخ فرق دارد زیرا تناسخ و حلول عبارت است از وارد شدن روح در بدن انسان دیگر یا حیوانی و ما این را رجعت نمی گوئیم .

2_ رجعت یك امر ممكن بوده و كسی كه امكان او را انكار كند، قدرت بی پایان خداوند را محدود كرده، و منكر توانایی پروردگار است، لذا می گوئیم خداوندی كه قدرت دارد كه در روز قیامت همه ما را زنده كند می تواند در همین دنیااشخاص مرده را دو مرتبه زنده كند و به آن حیات ببخشد (أَلَیْسَ ذَلِكَ بِقَادِرٍ عَلَى أَن یُحْیِیَ الْمَوْتَى) آیا او (خداوند) توانایی زنده كردن مرده را ندارد؟

3_ علاوه بر ممكن بودن برگشت روح به بدن، این مطلب در امتهای گذشته به شهادت قرآن مجید واقع شده است، قرآن در چندین آیه مباركه جریاناتی را بیان فرموده كه حاكی بر وقوع رجعت بوده است . و اساسا مگر مهمترین معجزه حضرت عیسی علیه السلام زنده كردن مردگان نبوده است؟ !! پس برگشت روح به بدن قبلی خود، هم ممكن بوده و هم به وقوع پیوسته است.

4_ علاوه بر احادیثی كه رجعت را بیان فرموده در قرآن مجید نیز راجع به زنده شدن بعضی از انسانها پیش از روز قیامت نیز مطلب آمده كه به عنوان نمونه در آیه مباركه 83 سوره نمل چنین می خوانیم (وَیَوْمَ نَحْشُرُ مِن كُلِّ أُمَّةٍ فَوْجًا مِّمَّن یُكَذِّبُ بِآیَاتِنَا فَهُمْ یُوزَعُونَ) یعنی روزی كه از هر امتی گروهی را محشور می كنیم.
در روایت آمده كه شخصی به امام صادق علیه السلام عرض می كند كه عامه این آیه را در رابطه با روز قیامت می دانند، حضرت صادق علیه السلام بدین مضمون به او فرمودند: آیا خداوند در روز قیامت از هر امتی تنها گروه و عده ای را محشور می كند و بقیه را رها نموده و محشور نمی كند؟! نه، این چنین نیست، بلكه این آیه مربوط به رجعت بوده كه تنها بعضی محشور می شوند اما آیه ای كه در مورد روز قیامت است فرمایش دیگر خداوند متعال است كه در آیه ای از قرآن می فرماید (و حشرنا هم فلم نغادر منهم احدا) یعنی آنان را محشور كرده پس احدی رادر این محشور شدن ترك نمی كنیم و همه را زنده می كنیم.

5_ رجعت برای همه انسانها نبوده بلكه بعضی در رجعت به دنیا بر می گردند:
در روایتی امام صادق علیه السلام فرموده اند: كه ان الرجعة لیست بعامة و هی خاصة یعنی كه رجعت عمومی نیست بلكه عده ای در رجعت باز می گردند.

6_ اصل رجعت از روایات معتبره ثابت می شود گرچه در خصوصیاتش مطالبی است كه از حوصله این مقاله و موضوع آن خارج است.
 

بعد از این نكات زمان آن رسیده كه وارد بحث شویم و رجعت حسینی را به صورت دسته بندی و شماره گذاری بیان نمائیم:
 

1_ خبر دادن خداوند تولد و شهادت و رجعت امام حسین را قبل از تولد به پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله و سلم .

در روایتی آمده كه خداوند پیش از آنكه امام حسین علیه السلام متولد شوند، به پیامبر اكرم بشارت تولد آن وجود مبارك را داد، و خبر داده كه نسل امامت تا روز قیامت از امام حسین علیه السلام می باشد، آنگاه پیشامدهای ناگوار و شهادت، امامت را در فرزندان و نسل او قرار داده در دنبال این مطالب روایت این گونه آمده كه و اعلمه انه یقتل ثم یرده الی الدنیا و ینصره حتی یقتل اعداءه و یملكه الارض یعنی خداوند متعال پیامبر اكرم را آگاه ساخت كه بعد از شهادت امام حسین را دوباره به این دنیا بر می گرداند و او را یاری كرده تا حضرتش دشمنان خود را بكشد و از بین ببرد و مالك تمام زمین شده و بر سراسر آن فرمانروائی كند.
 

2_ امام حسین علیه السلام نخستین كسی كه رجعت می كند

از بررسی چندین روایت كه در مورد رجعت آمده استفاده می شود كه اولین كسی كه به این دنیا باز می گردد و رجعت می كند امام حسین علیه السلام است . امام صادق فرمودند اول من تنشق الارض عنه و یرجع الی الدنیا الحسین بن علی علیه السلام یعنی نخستین كسی كه زمین از برای وی شكافته می شود و به دنیا بر می گردد امام حسین علیه السلام است.
 

3_ گفتگوی امام حسین علیه السلام با اصحاب با وفایش در رابطه با شهادت و رجعت خود

امام باقر علیه السلام می فرماید: پیش از آنكه امام حسین شهید شوند به اصحاب خود فرمودند: رسول خدا به من فرمودند: یا بنی انك ستساق الی العراق و انك تستشهد و یستشهد معك جماعة من اصحابك یعنی ای فرزندم همانا تو را به عراق روانه می كنند و تو در آنجا با گروهی از یاران و اصحاب شهید می شوی . در دنباله همین روایت در فراز دیگری از آن دارد كه قال امكث ما شاء الله فاكون اول من تنشق عنه الارض یعنی بعد از شهادت تا مدتی كه خدا بخواهد می مانم سپس اولین كسی هستم كه زمین برای او شكافته می شود و (رجعت می كنم)
 

4_ رجعت امام حسین علیه السلام با اصحاب با وفایش

امام صادق علیه السلام فرمودند: امام حسین با هفتاد تن از یاران و اصحابشان كه با حضرت در كربلا شهید شده بودند به دنیا بر می گردند و رجعت می كنند.
 

5_ رجعت امام حسین علیه السلام با 75 هزار نفر

امام صادق علیه السلام فرمودند: اول من ینغض عن راسه التراب الحسین بن علی علیه السلام فی خمسة و سبعین الفا نخستین كسی كه سر از خاك بر می دارد حسین بن علی علیه السلام است كه با هفتاد و پنج هزار نفر رجعت می كند البته در بحار همین روایت را از كتاب دیگری نقل نموده كه در آنجا به جای 75 هزار نفر 95 هزار نفر را ذكره نموده.
 

6 _ رجعت امیر المؤمنین با امام حسین علیه السلام برای انتقام گرفتن از دشمنان

امام باقر علیه السلام فرمودند: ان لعلی علیه السلام الی الارض كرة مع الحسین یقبل برایته حتی ینتقم من بنی امیة و معاویة و آل معاویة یعنی برای امیر المؤمنین علیه السلام رجعتی است كه با امام حسین علیه السلام بر می گردد كه با پرچم امام حسین می آید تا از بنی امیه و معاویه و آل معاویه انتقام بگیرد.
 

7_ رجعت یزید پلید و اصحابش برای انتقام گرفتن از این پلیدها

امام صادق علیه السلام فرمودند: ان اول من یكر الی الدنیا الحسین بن علی و اصحابه و یزید بن معاویه و اصحابه فیقتلهم حذو القدة بالقذة یعنی اولین كسی كه به دنیا بر می گردد امام حسین علیه السلام و اصحاب او، و یزید بن معاویه و اصحاب اوست، آنگاه او (حسین) همه آن دشمنان را می كشد.
 

8_ طولانی بودن عمر امام حسین علیه السلام در رجعت

امام صادق در ابتدای سوره اسرا می فرمایند: ان اول من یكر فی الرجعة الحسین بن علی یمكث فی الارض اربعین الف سنة حتی یسقط حاجباه علی عینیه من كبره یعنی اول كسی كه در رجعت بر می گردد حسین علیه السلام است، چهل هزار سال در این رجعت در زمین می ماند تا اینكه از كثرت طول عمر، ابروهای حضرت به روی چشمهایش می افتد.
 

9_ امام حسین علیه السلام امام زمان علیه السلام را غسل می دهد و كفن می نماید و به خاك می سپارد:

در یك فراز ار روایتی امام صادق علیه السلام می فرمایند: فاذا استقرت المعرفة فی قلوب المؤمنین انه الحسین علیه السلام جاء الحجة الموت، فیكون الذی یغسله و یكفنه و یحنطه و یلحده فی حفرته الحسین بن علی علیهما السلام و لا یلی الوصی الا الوصی یعنی هنگامی كه حضرت امام حسین علیه السلام در رجعت به مومنین معرفی شده و دیگر تردیدی در مورد آن حضرت باقی نماند كه او امام حسین است، اجل حضرت حجت بن الحسن علیه السلام می رسد و دیده از جهان می بندد، آن گاه امام حسین آن حضرت را غسل داده و كفن و حنوط می نماید و به خاك می سپارد و هرگز امام را غیر از امام غسل نمی دهد.
 

منابع:

تفسیر برهان
بحار الانوار
الایقاظ من الهجعه
تفسیر قمی



ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 27 بهمن 1388 توسط mojtaba noorozi
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک